روز میلاد تن من !

 

۳۶۵ روز دیگه گذشت تا یه خط دیگه به چوبخط زندگانی من اضافه کنه و اونو به یه واحد دیگه یعنی ربع قرن برسونه ... جدیدا نمیدونم چرا بر عکس همه از این روزها و پیامدهای قشنگش ( مهمونی ها و کادوها و ... )‌ اصلا خوشم نمیاد یا بهتر بگم که چیزی نیست منو خوشحال کنه ...

نمیدونم شاید فقدان چیزی باعث شده تا من این اواخر اینجوری بشم...

نمیدونم ، نمیدونم در حال گفتن  و میگن که تولدت مبارک !